سلامی دوباره  

درخواست حذف این مطلب
سلام خوبین دوستای عزیزم بعد یه تایم خیییییللللللللیییییییییییی طولانی باز اومدم راستش به خاطر یه سری مشکلات و یه سری اتفاقا نشد که باشم:'( دوستای خوبم خیلی به دعای خیرتون نیاز دارم مشغول درس خوندن و کنکور این داستانام--_____-- دوستون دارم ♥

ادامه مطلب  

عنوانم نمیاد :/  

درخواست حذف این مطلب
ساعتای هشت بود و در خواب به سر میبردیم  ناگهان ص به گوش رسید: - فاطی جووووون.. فاطمه خانوووم چشمانمان را گشودیم و کمی بیشتر دقت نمودیم! @_@ - دخترررم پاشو صبح شده! صبح که نه؛ ظهر شده :))) با کمی دقت بیشتر، تعجب بیشتر نمودیم :))) پتو را از روی کله مان کنار زده و با مامان عزیزمان (مادرشوورمان :))) روبه رو شدیم ! هیچی دیگه همین؛ صبح زیبایمان زیباتر بشود ^____^ ... !!! ب شام کله پاچه بود! @_@ نه اینکه دوس نداشته باشمااااا ولی نمیدونم چرا از اول تا آ !!! ش دلشوره داشتم  

ادامه مطلب